محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6294

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بگيرند و اين را به خراسان بنويسند تا در آنجا ورثه ، عوض پرداختى را كه از اموالشان در عراق شده بود از اموال عمومى ( دولتى ) بگيرند . وقتى سليمان به عراق آمد بيت المال ورثه را خالى يافت ، كه عبيد الله بن عبد الله طاهرى وقتى خبر يافته بود كه كارهاى مورد تصدى وى به برادرش سليمان مىرسد ( 400 آنچه را در بيت المال ورثهء پدر و جدش حاصل آمده بود بگرفت و آنچه را كه وقت آن نرسيده بود به سلف گرفت و از پرداخت كنندگان قسطهاى نرسيده را زودتر گرفت تا همه را تصفيه كرد و برفت و در جويث در شرق دجله اقامت گرفت . سپس عبور كرد و در غرب آن جاى گرفت . از اين رو دنيا بر سليمان تنگ شد و شاكريان و سپاهيان به طلب مقرريهاى خويش به جنبش آمدند . سليمان اين را به ابو عبد الله معتز نوشت و مالهايى را كه مىبايدشان داد معين كرد و مقدار بايسته براى آمدگان با خويشتن را در آن منظور كرد و محمد بن - عيسى ، دبير خراسانى ، دبير خويش را براى اين كار فرستاد كه از پس گفتگوها پذيرفته شد و براى وى مالى به عاملان سواد حواله شده كه براى مطالبات مقررى بگيران مدينةالسلام و مأموران سواد تعهد شده بود و به بايسته هاى نوبتيان نميرسيد ، چه رسد به كسانى كه همراهشان آمده بودند . از اين رو سليمان به مالى دست نيافت . و چون ابن اوس و اوباش و يارانش بيامدند مال از او و نوبتيانى كه مىبايدشان داد كسر آمد كه از اين خبر يافتند و سبب زيان خويش را بدانستند . همراهان سليمان از اوباش و كسان ديگر ، وقتى به بغداد آمده بودند به سبب انتسابى كه با حكومت داشتند با مردم آنجا بد رفتارى كرده بودند و زشتكارى را علنى كرده بودند و متعرض حرمتها و بندگان و پسران شده بودند و به آنها تجاوز كرده بودند ، چندان كه مردم از خشم و كينهء آنها انباشته بودند . و چنان بود كه سليمان بن عبد الله كينهء حسين بن اسماعيل را به دل داشت كه وى با عبيد الله بن عبد الله طاهرى نزديك بوده بود و وى را يارى مىكرده